در دوره معاصر، انسان همسو با اندیشه و احساسات پرپیچ و تاب خود، داستان نویسی را نیز دستخوش تغییر کرد و برخلاف گذشته، معنا را در لایه های زیرین روایت پنهان ساخت. در این میان، از جمله ظرفیت هایی که با کاوش در زوایای آن، می توان عناصر گوناگونی از داستان را رمزگشایی کرد، مکان و بازتاب های معنابخش آن است. پدیدارشناسی با نظریه پردازی های گسترده، بیش از دیگر علوم، این عنصر معنابخش را در کانون توجهات خود قرار داده است. از پرنمودترین نظریه هایی که پدیدارشناسان درباره مکان ارایه داده اند، نظریه «حس مکان» است. حس مکان به معنای ادراک ذهنی از محیط است که شخص را در ارتباطی درونی با مکان قرار می دهد. این حس، فضا را به مکانی با خصوصیات حسی ویژه تبدیل می سازد و عاملی مهم در هویت یابی افراد تلقی می شود؛ عاملی که امروزه نویسندگان را برآن داشته است تا موقعیت بخشی های هدفمندی در آثارشان نسبت به آن لحاظ کنند. در رمان روان شناختی اقودک إلی غیری از عایشه ارناووط، شاعر و نویسنده سوری-آلبانیایی، مکان، محمل معانی و مفاهیم نوینی است که با نظریه حس مکان قابل تطبیق است. جستار حاضر می کوشد تا با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه نظریه مذکور، رمان یادشده را بررسی و تحلیل کند تا از این رهگذر، به لایه های معنایی نهفته در عنصر مکان این داستان پی ببرد. برخی از یافته های پژوهش، ناظر بر حضور مدلول های جدید در مکان هایی چون خانه، مدرسه، نمایشگاه و. . . است که نویسنده با دریافت حس درونی مکان، زمینه را برای خوانشی نو از آنها فراهم ساخته است.